مرجع کد و ابزار وب

شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد ')); replace2=replace.replace(new RegExp('form','gim'),'div'); document.getElementById(Id_Rozblog_Comment).innerHTML='
'; } } xmlhttp.open("GET",'http://chfyh.ir/post/comment/'+CommentID,true); xmlhttp.send(); } function SM(strCode) {document.getElementById ('tex').value +=strCode;}
خدایا تو را شکر می کنم که عشق حضرت مهدی ( عج ) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می کنم که مرا به زیور ایمان آراستی. شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد هی می شنیدم که تو جبهه امداد غیبی
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
ورود اعضای سایت

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 3
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 64

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 2130
» کل نظرات : 193

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 1,368 نفر
» باردید دیروز : 281 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 1,649 نفر
» بازدید ماه : 6,008 نفر
» بازدید سال : 66,909 نفر
» بازدید کلی : 743,803 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه

خدایا تو را شکر می کنم که عشق حضرت مهدی ( عج ) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می کنم که مرا به زیور ایمان آراستی. شهید مهندس مصطفی ابراهیمی مجد

هی می شنیدم که تو جبهه امداد غیبی بیداد می کند و حرف و حدیث های فراوان راجع به این قضیه شنیده بودم.خیلی دوست داشتم جبهه بروم و سر از امداد غیبی در بیاورم.تا اینکه ﭘام به جبهه باز شدو مدتی بعد قرار شد راهی عملیات شویم. بچه ها از دستم ذله شده بودند. بس که هی از معجرات و امدادهای غیبی ﭘرسیده بودم. یکی از بچه ها عقب ماشین که سوار بودیم گفت: "" می خواهی بدانی امداد غیبی یعنی چی؟ "" با خوشحالی گفتم : "" خوب معلومه"" نا غافل نمی دانم از کجا قابلمه ای در آورد و و محکم کرد تو سرم. تا چانه رفتم تو قابلمه. سرم تو قابلمه ﮐﻴﭖ ﮐﻴﭖ شده بود. آنها می خندیدند و من گریه می کردم. ناگهان زمین و زمان به هم ریخت و صدای انفجار و شلیک گلوله بلند شد. دیگر باقی اش را یادم نیست. وقتی به خود آمدم که دیدم افتادم گوشه ای و دو سه نفر به زور دارند قابلمه را از سرم بیرون می کشند. لحظه ای بعد قابلمه در آمدو نفس راحتی کشیدم. یکی از آنها گفت: ""ﭘسر عجب شانسی آوردی. تمام آنهایی که تو ماشین بودند شهید شدند جز تو. ببین ترکش به قابلمه هم به قابلمه هم خورده! "" آنجا بود که فهمیدم امداد غیبی یعنی چه ؟! 
منبع : کتاب رفاقت به سبک تانک/ داوود امیریان/ ص 19 و 70


تعداد بازديد : 147
نویسنده فضه محمدی در پنجشنبه 10 مهر 1393 | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم