مرجع کد و ابزار وب

كعبه او را مي شناسد (2) ')); replace2=replace.replace(new RegExp('form','gim'),'div'); document.getElementById(Id_Rozblog_Comment).innerHTML='
'; } } xmlhttp.open("GET",'http://chfyh.ir/post/comment/'+CommentID,true); xmlhttp.send(); } function SM(strCode) {document.getElementById ('tex').value +=strCode;}
فرزدق‏ شاعر آنجا بود. گفت: ولى من او را مى‏شناسم. آن مرد شامى گفت: اى ابو فراس او كيست؟ و فرزدق بالبداهه قصیده زیبائی سرود که ترجمه دو بیت نخست آن اینچنین است:1- «اين همانست كه ب
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
ورود اعضای سایت

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 3
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 64

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 2130
» کل نظرات : 193

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 1,370 نفر
» باردید دیروز : 281 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 1,651 نفر
» بازدید ماه : 6,010 نفر
» بازدید سال : 66,911 نفر
» بازدید کلی : 743,805 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه




فرزدق‏ شاعر آنجا بود. گفت: ولى من او را مى‏شناسم. آن مرد شامى گفت: اى ابو فراس او كيست؟ و فرزدق بالبداهه قصیده زیبائی سرود که ترجمه دو بیت نخست آن اینچنین است:
1- «اين همانست كه بطحاء گام نهادنش را مى‏شناسد. كعبه او را مى‏شناسد و منطقه حرم و بيرون حرم او را مى‏شناسد.
2- اين پسر بهترين همه بندگان خداوند است. اين پرهيزگار پاك و پاكيزه سرشناس است.
گويد هشام خشمگين شد و دستور داد فرزدق را زندانى كردند و او را به زندان عسفان كه ميان مكه و مدينه است انداختند و چون اين خبر به اطلاع امام سجاد رسيد دوازده هزار درهم براى او فرستادند و گفتند: اى ابو فراس! ما را معذور دار كه اگر بيش از اين داشتيم براى تو مى‏فرستاديم. فرزدق آن را پس فرستاد و گفت: اى پسر پيامبر! آنچه سرودم فقط براى رضاى خدا و رسول خدا سرودم و نمى‏خواهم با چيز ديگرى آميخته شود. امام سجاد براى او برگرداند و پيام داد ترا سوگند مى‏دهم به حق خودم بر تو كه بپذيرى كه خداوند از نيت تو آگاه است و آن را پذيرفته است، و فرزدق هنگامى كه در زندان بود هشام را هجو گفت كه از جمله اين دو بيت است:
«آيا مرا ميان مدينه و شهرى كه دلهاى مردم در هواى آن است (مكه) زندانى‏ مى‏كنى؟ آن شخص (هشام) سرى بر تن مى‏كشد كه سر سرور نيست و چشمهاى لوچى دارد كه عيبهاى او را آشكار مى‏سازد.
هشام كسى را فرستاد و فرزدق را از زندان آزاد كرد.



تعداد بازديد : 100
نویسنده فضه محمدی در پنجشنبه 13 آذر 1393 | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم