مرجع کد و ابزار وب

گزينش واژه ها در گفتگو ')); replace2=replace.replace(new RegExp('form','gim'),'div'); document.getElementById(Id_Rozblog_Comment).innerHTML='
'; } } xmlhttp.open("GET",'http://chfyh.ir/post/comment/'+CommentID,true); xmlhttp.send(); } function SM(strCode) {document.getElementById ('tex').value +=strCode;}
همان‌گونه كه يك نماكار ساختمان در چيدن سنگ يا آجر بايد دقت كند ما نيز بايد در گزينش واژه‌ها هنگام گفتگو دقت كنيم تا ارتباطي مؤثر داشته باشيم.يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبي
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
ورود اعضای سایت

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 3
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 64

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 2130
» کل نظرات : 193

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 185 نفر
» باردید دیروز : 262 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 447 نفر
» بازدید ماه : 2,409 نفر
» بازدید سال : 63,310 نفر
» بازدید کلی : 740,204 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه


همان‌گونه كه يك نماكار ساختمان در چيدن سنگ يا آجر بايد دقت كند ما نيز بايد در گزينش واژه‌ها هنگام گفتگو دقت كنيم تا ارتباطي مؤثر داشته باشيم.
يك پيرمرد بازنشسته، خانه جديدي در نزديكي يك دبيرستان خريد. يكي دو هفته اول همه چيز به خوبي و در آرامش پيش ميرفت تا اين كه مدرسه ها باز شد. در اولين روز مدرسه، پس از تعطيلي كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خيابان راه افتادند و در حالي كه بلند، بلند با هم حرف مي زدند، هر چيزي را كه در خيابان افتاده بود شوت مي‌كردند و سر و صداي عجيبي راه انداختند. اين كار هر روز تكرار مي شد و آسايش پيرمرد كاملاً مختل شده بود. اين بود كه تصميم گرفت كاري بكند.
روز بعد كه مدرسه تعطيل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خيلي بامزه هستيد و من از اين كه مي‌بينم شما اينقدر نشاط جواني داريد خيلي خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همين كار را مي‌كردم. حالا مي خواهم لطفي در حق من بكنيد. من روزي 1000 تومن به هر كدام از شما مي دهم كه بياييد اينجا، و همين كارها را بكنيد. »
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پيرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببينيد بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگي من اشتباه شده و من نمي‌تونم روزي 100 تومن بيشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالي نداره؟»
بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر مي‌كني ما به خاطر روزي فقط 100 تومن حاضريم اين همه بطري نوشابه و چيزهاي ديگه رو شوت كنيم، كور خوندي. ما نيستيم.»
و از آن پس پيرمرد با آرامش در خانه جديدش به زندگي ادامه داد![1]

پی نوشت :
1.وبلاگ زندگي آرام، پريشن بلاگ دات آي آر



تعداد بازديد : 132
نویسنده فضه محمدی در دوشنبه 01 دي 1393 | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم