مرجع کد و ابزار وب

شهید محمد نوری , بهنام محمدی راد ')); replace2=replace.replace(new RegExp('form','gim'),'div'); document.getElementById(Id_Rozblog_Comment).innerHTML='
'; } } xmlhttp.open("GET",'http://chfyh.ir/post/comment/'+CommentID,true); xmlhttp.send(); } function SM(strCode) {document.getElementById ('tex').value +=strCode;}
 همسرم باوركن خدمت به پدر و مادر و احترام به آنها و رسیدگی و تعلیم فرزندان ثوابی بیش از به جبهه آمدن من دارد. شهید محمد نوری به سقوط خرمشهر چیزی نمانده بود. بهنام می‌رفت شناسا
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
ورود اعضای سایت

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 3
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 64

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 2130
» کل نظرات : 193

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 76 نفر
» باردید دیروز : 233 نفر
» ورودی امروز گوگل : 0
» ورودی گوگل دیروز : 0
» بازدید هفته : 1,740 نفر
» بازدید ماه : 3,702 نفر
» بازدید سال : 64,603 نفر
» بازدید کلی : 741,497 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه

 همسرم باوركن خدمت به پدر و مادر و احترام به آنها و رسیدگی و تعلیم فرزندان ثوابی بیش از به جبهه آمدن من دارد. شهید محمد نوری

به سقوط خرمشهر چیزی نمانده بود. بهنام می‌رفت شناسایی. چند بار او را گرفته بودند، اما هر بار زده بود زیر گریه و گفته بود: «دنبال مامانم می‌گردم،‌ گمش كردم.» عراقی‌ها هم ولش می‌كردند. فكر نمی‌كردند كه بچه‌ سیزده ساله برود شناسایی!   بهنام محمدی راد
منبع : دوران طلایی - خاطرات دوران نوجوانی شهدا


تعداد بازديد : 125
نویسنده فضه محمدی در جمعه 17 بهمن 1393 | نظرات(0)

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی :
 
کد امنیتی
 
بارگزاری مجدد
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم